Persian |
has gloss | fas: جبر گرایی علمی (Scientific determinism) تصور ساعت گونه از جهان است که لاپلاس پیشنهاد کرد و بر آن است که دانایی کامل از حالت جهان ما را قادر میسازد حالت کامل آن را از گذشته یا آینده پیشگویی کنیم. این نوع جبرگرایی علی ( یا وابسته به قانون ) فرضیه ایست که بر مبنای آن رویداد های آینده از طریق ترکیب رویداد های گذشته و حال با قوانین طبیعت مستلزم و بایسته میشود . این چنین جبرگرایی را میتوان در تجارب فکری خدای لاپلاس مشاهده کرد . یک وجود را در نظر بگیرید که از تمامی حقایق گذشته و حال و تمامی قوانین طبیعی که هستی را هدایت میکند با خبر است . این چنین وجودی ممکن است تحت شرایط معینی قادر باشد تا از این دانش برای پیش بینی آینده ، حتی تا کوچکترین جزئیات استفاده کند . جبرگرایی جزمی لاپلاس (از نظر استفن هاوکین ) اصولا ً به عنوان جبرگرایی علمی در نظر گرفته میشود . بر مبنای این فرض بنا شده است که تمامی رویداد ها دارای علت و اثر میباشند و ترکیب دقیقی از رویداد ها در یک زمان خاص باعث تولید یک نتیجهٔ خاص میشود . این جبرگرایی علی رابطهٔ مستقیمی با پیش بینی پذیری دارد . |
lexicalization | fas: جبرگرایی علمی |
Finnish |
has gloss | fin: Välttämättömyys viittaa johonkin, mikä ei voisi olla toisin. Metafysiikassa ja modaalilogiikassa (looginen) välttämättömyys on yksi modaliteeteista mahdollisen ja kontingentin ohella. |
lexicalization | fin: välttämättömyys |
French |
lexicalization | fra: Necessite |
lexicalization | fra: Nécessité |
Italian |
has gloss | ita: La necessità è un principio metafisico secondo il quale la dinamica della materia è governata da un nesso diretto causa/effetto che esclude il caso. La concezione necessitaristica, a base del determinismo, teorizza inoltre che l'evidenza della causalità nel divenire della materia deve essere considerata quale pura ignoranza di qualche causa sconosciuta. |
lexicalization | ita: necessità |
Polish |
has gloss | pol: Warunek wystarczający a. dostateczny — każdy warunek, z którego dany fakt wynika. Jeżeli warunek wystarczający zachodzi (wystarczy, by zachodził), wówczas zachodzi dany fakt. |
lexicalization | pol: Warunek wystarczający |
Russian |
has gloss | rus: Необходи́мость — тавтология, явление, невозможность противоположного, Ананке. |
lexicalization | rus: Необходимость |
Sicilian |
has gloss | scn: La nicissitati è lu statu di bisognu, di pinuria di menzi. |
lexicalization | scn: Nicissitati |
Castilian |
has gloss | spa: Necesario es el término correlativo a "necesidad". Se entiende por necesidad una carencia o la exigencia de un objeto. |
lexicalization | spa: necesario |